رضا قليخان هدايت

1797

مجمع الفصحاء ( فارسي )

منير و روشن و تابان چو روى او نبود * يكى سهيل و دوم زهره و سيم كيوان سهيل و زهره و كيوان مرا چرا كردند * يكى غريب دويم بىكس و سيم پژمان 390 منشورى سمرقندى اسمش ابو سعيد احمد بن محمّد بوده نظامى عروضى سمرقندى گويد مدّاحى آل ناصر خصوص محمود غزنوى را مىنموده و منشور شاعرى به نام او بوده به هر صورت ازوست : يكى دريا پديد آمد زمينش و آب از زر * معلّق موج زرّينش به ابر اندر كشيده سر نشيب و قعر آندريا همه پررشتهء مرجان * فراز و موج او هر سو همه پرزهرهء ازهر نهنگ سندروسينش به سيماب اندرون پنهان * دم تمساح زرّينش به ياقوت اندرون مضمر درخشد شير او بىرخ بغرّد قعر او بىدل * چو برق از ميغ بر دريا چو رعد از كوه بر كردر فلك چون قصر مدهون گشته زو بر كنگره زرين * درخشان هريكى روشن چو قصر مرد مدهون‌گر دو چشم باز ازرق شد زمين تا آسمان امشب * نقابى بست بر روى از بناگوش تذرو نر به عالى امر ايرانشاه و بر توفيق توقيعش * فلك دست سخا بگشود و بشكست از خزينه در